فاصله ای کوتاه تا رسیدن به آرامش وجود دارد

فاصله ی كوتاهی تا رسیدن به آرامش وجود دارد

1.      گامی كه بر می دارید با احساس شما پیوند مستقیم دارد. به هنگام تنش ، از تندی حركات خویش بكاهید و آگاهانه بیان و حركات خود را ملایم كنید. با چنین تدبیری در می یابید كه به تن آرامی دست یافته اید.

2.نیروی عصبی را كه در دستان و سر انگشتان شما متمركز شده، با گرداندن دانه های تسبیح كاهش دهید.

3.تن آرامی كه پس از مهرورزی فرا می رسد، بر بسیاری از نا آرامی ها اثر می گذارد.

ادامه نوشته

راه های بدست آوردن آرامش

1- جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه كنید.

2- دست كم روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره‌ ی آرامش است، با زور نمی‌ توان آن را ایجاد كرد، باید زمانی كه فرا رسید آن را بپذیرید. اگر برایتان امکان دارد دست كم روزی یك ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید.

3- افراد آرام به خود می ‌گویند كه برای تغییر گذشته كاری نمی ‌توان كرد، آنگاه از فكر ادامه زندگی لذت می ‌برند.

ادامه نوشته

چراباید دیگران را ببخشیم؟

بخشش می‏تواند مسیر زندگی افراد را عوض کند. البته نه بخششی که به معنای فراموش کردن و پاک کردن گذشته است، بلکه بخشیدن به معنای واقعی و از اعماق قلب و ته دل. البته باید دقت کنیم که ما نباید سعی در عوض کردن رفتار فرد مقابل داشته باشیم چراکه کنترل رفتار افراد دست ما نیست اما کنترل خشم و عصبانیت خودمان در دست خودمان است. در اینجا دلایلی برای بخشیدن افراد ذکر می‏گردد :

۱ – نبخشیدن افراد مانند حمل کردن توده‏ای از بار منفی است که همین امر موجب اختلالاتی در ذهن و متعاقب آن در جسم انسان می‏شود. چراکه هر تصوری در درون، انعکاسی به بیرون دارد.

۲ – گذشته‏ ای خوب و عاری از تقصیر و گناه دیگران باعث شادابی و سرحالی می‏شود و باعث می‏شود که با هر نگاه به گذشته، فقط خاطرات خوش و خوب جلوه کند و با بخشیدن خاطرات بد و منفی خودبخود پاک می‏شوند.

۳ – بینش افراد نسبت به ما و شخصیت ما بهتر شده و ما را به عنوان فردی با گذشت و مورد اعتماد قبول می‏کنند همچنین با بخشیدن، فرد مورد نظر را برای همیشه مدیون خود کرده‏ایم. (البته اگر خطای وی به عمد بوده باشد)

۴ – شاید این شرایط برای خود ما هم پیش آید و ما نیز روزی نیازمند بخشیده شدن از جانب دیگران شویم. پس قانون کارما را به یاد آوریم و بومرنگ خود را به سمت بخشش افراد پرتاب کنیم تا با بخشیده شدن از جانب دیگران به سمتمان بازگردد.

چگونه ببخشیم ؟

بخشیدن آسان نیست اما ما می‏توانیم در عرض یک روز و یا حتی در چند ثانیه یک نفر را ببخشیم.  ابتدا باید با خود عهد ببندیم که می‏خواهیم تغییر کنیم و می‏خواهیم فضای ذهنی خود را باز کنیم و نیز باید بدانیم که مزمن شدن این دردها باعث آسیب جدی به روح و روان انسان می‏شود.

یکی از راههای ساده برای بخشیدن افراد این است که خودمان را جای فرد گنهکار بگذاریم. ببینیم چرا او دست به چنین کاری زده است و از خود بپرسیم “کدام رفتار من باعث شده تا او چنین کند؟” و همیشه همه را خوب بدانیم. بدانیم که هیچ کس از ابتدا خطاکار نبوده و هیچ کس قصد آزار و اذیت دیگری را ندارد.

راه دیگر برای بخشیدن افراد این است که بدانیم که گذشته دیگر برنمی‏گردد و اتفاقی که افتاده دوباره از نو طراحی نمی‏شود. پس چرا خود را ناراحت کرده و غده‏ای را در ذهن خود بوجود آوریم و با نبخشیدن افراد آن غده را روز بروز بزرگتر کنیم؟ با خود تصور کنیم که نبخشیدن‏ها مانند سنگهایی هستند که سر راه پیشرفت ما قرار دارند. ما با بخشیدن آرامش را برای خود به ارمغان آورده و در واقع لطفی به خودمان می‏کنیم. (این قضیه جدی است)

همچنین ما باید دلسوز همنوع خود باشیم. هر کسی در مواقع عصبانیت و یا حتی در حالت عادی و از روی بی‏فکری دست به اقداماتی می‏زند که شاید از نظر بسیاری از افراد درست نباشد و عامل ناراحتی آنان شود. پس این مسئله را دلیل بر بی فکری فرد و یا لحظۀ عصبانیت وی در نظر بگیریم.

ارامش درونی

راز آرامش درون خویشنداری است. انرژیهای خود را پراکنده نکن. آنها را تحت نظر داشته باش و به طرز مفیدی هدایت کن. 2. راز آرامش درون در این است که هرکاری را با حواس جمع و علاقه انجام دهی. 3. راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن. 4. راز آرامش درون در آسایش درون است. آسایش جسمانی ،‌عاطفی ،‌ذهنی و سپس معنوی است. 5. راز آرامش درون در دل نبستن است. این را بدان که در حقیقت هیچ چیز و هیچ کس به تو تعلق ندارد. 6. راز آرامش درون در شادی است. افکار شادی آفرین را آگاهانه حفظ کن. 7. راز آرامش درون در آروز نداشتن است. این را بدان که شادی در درون تو جای دارد، نه در اشیاء و شرایط خارج از وجود تو . 8. راز آرامش درون در این است که همه چیز را همانطور که هست بپذیری. آنگاه با امید و آرامش در جهت بهبودی آن قدم برداری. 9. راز آرامش درون در درک این مطلب است که تو نمی دانی دنیا را تغییر دهی. اما می توانی خودت را تغییر دهی. 10. راز آرامش درون در دوستی با افراد مثبت است. از معاشرت با افرادی که طبیعی خالی از صفا و صمیمیت دارند اجتناب کن. 11. راز آرامش درون در ایجاد آرامش در محیط اطراف خویش است. 12. راز آرامش درون در یک زندگی ساده است. ضروریات زندگی را دوباره برای خود تعریف کن. 13. راز آرامش درون در یک زندگی سالم است. هر روز ورزش کن، غذای مناسب بخور و نفس عمیق بکش. 14. راز آرامش درون در داشتن وجدانی پاک است. به آرمان هایت پاینده باش. 15. راز آرامش درون در رفتار آزادانه است. رفتاری که بر آمده از خود واقعی ات باشد، نه افکار دیگران. خوشبختی چیست؟ خوشبخت کیست؟ سوال بسیار مهمیست. همیشه این سوال مطرح بوده، و کتابها و مکتبها در جواب آن آمده. لکن کمتر به این جوابها اهمیت داده می شود. غالباً جوابها جنبه نظری دارند و حالت شعار گونه آنها باعث می شود آنها را جدی نگیریم. برخی خوشبختی را در پول، بعضی در قدرت، برخی در دینداری، بعضی در خوشگذرانی و ... می بینند. من فکر می کنم آنچه انسانها در قالب های مختلف می خواهند، همه یکیست، و آن آرامش درون است و گاه بی آنکه بدانند چه می خواهند، چیز دیگری را به اشتباه جای آن طلب می کنند. می پندارم آنچه آرامش یا عدم آرامش درون را باعث می شود، خواسته های ماست. اگر تنها ثروت بخواهیم، داشتنش با آن کیفیت مطلوب، آرامش درون ماست. برای هر انسان، دو جهان قابل تصور است. جهان درون که همان خواستهای اوست، و جهان برون که دنیاست و همان است که همه می دانیم و عمر خود را غالباً صرف آن می کنیم. می خواهیم با ایجاد تغییرات در جهان برون، آنچه در درون خواسته ایم را تحقق بخشیم. انسان موجودیست ضعیف و او را یارای تغییرات جهان برون، آن گونه که می خواهد نیست. پس خواستن برایش توانستن نیست و هیچگاه آن خوشبختی که می خواست نخواهد بود. اما اگر به یاد آوریم جهان درون را، انسان را موجودی عظیم میابیم. می تواند هر چه می خواهد را بخواهد. او را توانای بسیاریست در خواست آنچه می خواهد. پس می تواند با خواست های درستش، خوشبخت باشد. تمام آنچه می خواهم بگویم، در این دو بیت آمده: ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد ( گمان نمی کنم منظور شاعر، ساخت خنجر برای چشم ظاهر باشدلبخند

رنجش

سقراط، حكيم معروف يوناني ، روزي مردي را ديد كه بسيار ناراحت و متأثر است . علت ناراحتي اش را پرسيد . او پاسخ داد :

«در راه كه مي آمدم، يكي از آشنايان را ديدم . سلام كردم ، جواب 

 نداد و با بي اعتنايي و خودخواهي گذشت و رفت. من از اين رفتار او خيلي رنجيدم»

 سقراط گفت چرا رنجيدي » :

مرد با تعجب گفت:

«. خب اينكه گفتن ندارد ، چنين رفتاري براي هر كسي ناراحت كننده است 

سقراط گفت:

اگر در راه كسي را مي ديدي كه به زمين افتاده و از درد و بيماري به خود مي پيچيد،  آيا از دست او رنجيده مي شدي

مرد گفت:

«. مسلم است كه هرگز دلخور نمي شدم. آدم كه از بيماربودن كسي دلخور نمي شود »

 سقراط پرسيد:

« بجاي دلخوري، چه احساسي داشتي و چه مي كردي »

 مرد جواب داد:

احساس دلسوزي و شفقت به من دست مي داد و سعي مي كردم طبيب يا دارويي به او برسانم

سقراط گفت :

همه اين كارها را به اين خاطرمي كردي كه او را بيمار مي دانستي. آيا تنها جسم انسان

بيمار مي شود؟ آيا روان كسي كه رفتاري نادرست دارد، بيمار نيست؟ از كسي كه فكر و

روانش سالم است  هرگز رفتار بدي ديده نمي شود؟

 نام بيماري فكر و روان« غفلت »است .

به جاي  دلخوري و رنجش، بايد براي كسي كه بدي مي كند و غافل است، دل سوزاند و طبيب

روح وداروي جان به او رساند

از هيچ كس دلخور مشو ، كينه به دل مگير و آرامش خود را هرگز از دست

مده . بدان كه هر وقت كسي بدي ميكند، در آن لحظه بيمار است

فعال سازی چشم سوم

چشم سوم با اسامی مختلف از جمله چشم

معرفت، چشم بصیرت، چشم دل، چشم درون، تیسراتیل و آجنا خوانده می‌شود و جایگاه آن در کالبد

اثیری و منطبق بر پیشانی در جسم فیزیکی است.

برخی
دانشمندان اعتقاد دارند که چشم سوم محلی برای دریافت ادراکات فراحسی،

الهام و اشراق و وسیله‌ای برای ارتباط موجودات با یکدیگر در جهان هستی

می‌باشد. از طریق آجنا می‌توان با عوالم و موجودات ماورائی و همچنین با

ورای ابعاد مکانی و زمانی ارتباط برقرار ساخت. همچنین با کمک آجنا می‌توان
هاله‌ها را دید.

برای رؤیت هاله، لازم است که تمرینات باز کردن چشم

سوم را انجام دهید، تا چشم سوم خود را تحریک کرده، قدرت گیرندگی آن را
افزایش دهید. این کار شما را قادر می‎سازد که انرژی اطراف سوژه‌ را دریافت
کنید. البته بدون انجام این کار هم دیدن هاله‎ی تک‌رنگ‌ها ممکن است، اما
اگر چشم سوم شما تحریک و باز نشده باشد، دیدن هاله‎ی یک موجود زنده بسیار
مشکل خواهد بود.

ادامه نوشته

تمرکز

از یکی از مرتاضان هندی پرسیدند:ایا پس از این همه دانش وفرزانگی وریاضت هنوز هم به ریاضت مشغولی؟

گفت: اری گفتند: چگونه؟

گفت: وقتی غذا میخورم صرفا غذا میخورم ووقتی میخوابم فقط میخوابم

این شاید بزرگترین ثمره تمرکز است.ایا شما هم هنگام غذا خوردن میتوانید تمام توجهتان را روی غذا خوردن ولذت مزه غذا معطوف کنید یا اینکه معمولا از افکار مربوط به گذشته واینده اشفته ایدوچون به خود میاییدمی بینید غذایتان تمام شده وجزامتلا وپری معده هیچ نفهمیده اید. تمرکز واقعی یعنی اینکه اگرشمادرطول روزبه پنج فعالیت مختلف مشغولیددرهر فعالیت صرفابه ان فکرکنید و افکار مربوط به کارهای دیگر اسوده باشید .                                                                                                                                    موفقیت زندگی روزانه ما تماما به میزان تمرکزما بر امورروزانه ارتباط دارد.اگر شما قادر باشید به هنگام کار فقط روی کارخود.به هنگام ورزش صرفا روی انجام حرکات.در هنگام مطالعه فقط روی موضوع کتاب وبه هنگام انجام فعالیت هنری از قبیل موسیقی.نقاشی.خطاطی و.....به فعالیت هنری خود توجه کنید عملاموفقیت شما به میزان چشمگیری افزایش میابد. تمام نوابغ جهان کسانی بودند که از قدرت تمرکز فوق العاده ای برخوردار بودند.اشفتگی وشوریدگی ذهنی شما را به هیچ عنوان موفق نمی کند.وقتی کار میکنید به خانواده می اندیشید.وقتی در خانواده به سر میبرید ازشغل خود نگرانیدووقتی ورزش میکنید دراندیشه تحصیل هستید و وقتی درس میخوانید فکرتان هزار سو میرود.این عملا اتلاف وقت وانرژی وموثرنبودن است.                                               

موفقیت یعنی:تمرکز.تمرکز وتمرکز

راز رسیدن به خواسته هایتان

قانون جاذبه می گوید به هر چیزی که فکر می کنید ، آن چیز به سمت شما جذب می شود. در واقع تمام چیزی هایی که در ذهن شما می گذرد را شما به سمت خودتان جذب می کنید. "ساده ترین ذهنیتی که می توان از قانون جاذبه داشت ، این است که خودتان را به شکل یک آهن ربا فرض کنید." نقش هر کسی به عنوان یک انسان ، پایبندی به افکارخود در مورد چیز هایی است که می خواهد و باید در ذهنتان مشخص کنید که چه چیزی می خواهید... شما چیزی را که بیشتر به آن فکر می کنید جذب می کنید . این اصل را می توان به صورت خلاصه در 3 عبارت ساده بیان کرد:  1-افکار 2- تبدیل می شوند به  3-اجسام. چیزی که بیشتر مردم از آن اطلاع ندارند. این است که هر فکر برد خاص خودش را دارد. به همین خاطر اگر یک فکر را بار ها و بار ها در ذهنتان بیاورید مثل  تاسیس یک شرکت، و یا پیدا کردن نیمه ی گمشده تون و .... آن موقع شما دارید آن امواج فکری را به صورت پیوسته منتشر می کنید. خودتان را ببینید که در وفور نعمت زندگی می کنید...آن وقت است که جذبش می کنید. اما مشکل اینجاست::::::::  

بیشتر مردم به این فکر می کنند که چه چیز هایی را نمی خواهند و تعجب می کنند که چرا برایشان بار ها و بار ها رخ می دهد. در واقع قانون جاذبه هیچ اهمیتی نمی دهد که شما چه چیزی را خوب و چه چیزی را بد به ذهنتان می آورید... و این که شما آن چیر را می خواهید یا نمی خواهید .  جاذبه به افکار شما پاسخ می دهد... پس : اگر شما یک جا نشسته اید و به کوهی از بدهکاری ها نگاه می کنید ، و احساس بسیار بدی دارید ، این همان سیگنالی است که دارید به کاینات عرضه می دارید . و این چیزی است که بیشر بدست خواهید آورد. در موقعی که در ذهنتان چیزی را نمی خواهید و در درونتان فریاد عقب راندن آن چیز را می زنید ، در واقع آن را عقب نمی رانید ! بلکه آن را به سمت خود می کشید...  و قانون جاذبه که قدرتمند ترین قانون کاینات است ، به فکر شما پاسخ خواهد داد....  پس آن چیزی که شما را به طرف خودتان جذب می کنید افکار برجسته هستند چه آگاهانه باشه و چه ناخودآگاهانه ...  قانون جاذبه همه جا پیرامون شما وجود دارد.  تنها باید آن را بشناسید. بیشتر مواقع وقتی مردم این راز بزرگ را درک می کنند ، به خاطر افکار منفی که دارند ، وحشت وجودشان را فرا می گیرد .

"قانون جاذبه درواقع هر چیزی را که فکر می کنید ، به شما می دهد... در واقع شما اگر به چیزی که نمی خواهید! فکر کنید ، قانون جاذبه چیزی بیشتر از آن چیز را به شما می دهد"

اما امروزه به صورت علمی ثابت شده که یک فکر مثبت  صد ها بار قوی تر از یک فکر منفی است . پس همین تا حدودی می تواند آن نگرانی را برطرف سازد . خب پس باید سعی کنید که از افکارتان آگاهی داشته باشید . وظیفه ما چگونگی رسیدن به خواسته نیست، وظیفه ما فقط خواستن از ته دل است، كاینات خودش چگونگی آن را برای‌مان فراهم می‌سازد. فقط ایمان داشته باشید كه رسیدن به آن‌ها برای شما امكان‌پذیر است و شما لیاقتش را دارید. علاوه بر تجسم آن را احساس كنید و از آن لذت ببرید و شكر گزارش باشید. جك كانفلید (نویسنده): انسان همان چیزی می‌شود كه به آن می‌اندیشد. با ناخواسته‌های خود نجنگید، چرا كه قوی‌تر و بزرگ‌تر می‌شوند. با این كار تمام تمركز خود را بر روی چیزهایی كه نمی‌خواهیم، می‌گذاریم و ناخواسته‌ها را به سوی خود جذب می‌كنیم.

 

پانزده راهكار اساسي براي افزايش بازده و اعتماد به نفس

كليد موفقيت ، اعتماد به نفس است .يكي از مشكلات برو بچه هاي كنكوري ، نداشتن اعتماد به نفس كافيست. فكر اين كه “فلاني از من جلوتره..من نمي تونم…من خيلي عقبم….ديگه فايده نداره…ازمن برنمياد…و ..و …”دانش آموزي كه به پيش دانشگاهي اومده هدفش _ حداقل در ظاهر- مشخصه و به هر نحو تواناييش رو داشته كه تا اين مرحله بالا اومده….پس بايد هدفش رو مدام در نظرش بياره و رو به جلو به پيش بره …..

اما كسي موفق ميشه كه بتونه بر نااميدي و عدم اعتماد به نفسش غلبه كنه…به جاي اين كه نوك دماغش رو نگاه كنه خيلي جلوتر رو ببينه ..و باديد باز و اعتماد به نفس كامل جلو بره ….

.در ادامه 15 راهكار اساسي و علمي كه براي افزايش اعتماد به نفس توصيه شده رو خدمتتون تقديم مي كنيم…به اميد موفقيت تمام دانش آموزان كوشا …

                                                                         < بقیه در ادامه مطلب>

ادامه نوشته

بالابردن اعتماد به نفس

 بالا بردن اعتماد به نفس و همچنين توكل كامل به حضرت حق
همان طور كه آگاهى از خويشتن مى‏تواند انسان را از هرگونه خيال‏بافى و افكار منفى درباره خود رهايى دهد و به سوى كمال واقعى و اصلاح كاستى‏ها رهنمون گردد و در نتيجه، اعتماد به نفس را بالا ببرد، عدم آگاهى و شناخت خويشتن نيز مى‏تواند مانع شكوفايى قابليت‏ها و خلاقيّت‏ها و ايفاى مسئوليت‏ها شود.
اعتماد به نفس، يعنى انسان با شناختى كه از استعدادها و توانايى‏هاى خود دارد، آنها را دست كم نگيرد و بدون هيچ ترس و نگرانى، تصميم به انجام كارهاى مهم بگيرد. اين مفهوم، در فرهنگ اسلامى، با مفهوم زيباترى چون توكل، وقتى گره مى‏خورد، معناى دقيق‏ترى مى‏دهد؛ زيرا توكل كه سپردن نتيجه هر كارى به خداست، باعث مى‏شود تا اعتماد به نفس، در انسان به شدت افزايش يابد؛ زيرا باور كردن اين مفهوم، به انسان اين آگاهى را مى‏دهد كه پشتيبان و حمايت كننده استعدادهاى درونى انسان، قدرت لايزال الهى است كه او را بر انجام هر كارى قادر مى‏سازد. قرآن مى‏فرمايد: «من يتوكل على الله فهو حسبه؛ هر كس بر خدا توكل كند، پس خداوند او را از هر چيزى بى‏نياز مى‏كند».
اعتماد به نفس، انسان را مستقل و دور از هرگونه وابستگى بار مى‏آورد و براى انجام دادن مسئوليت‏هاى فردى و اجتماعى، با توجّه به توانايى‏هاى خويش، به ميدان عمل مى‏كشاند. اعتماد به نفس، سبب مى‏شود تا فرد مسئوليت‏هاى خويش را با اطمينان كامل انجام دهد و با افزايش قابليت‏ها و توانايى‏هايش، از هرگونه توقف و سكون بپرهيزد. در واقع، اعتماد به نفس، به معناى باور كردن قابليت انسانى خويش، روبه‏رو شدن فعال با رويدادهاى زندگى و انجام دادن درست وظايف است. بنابراين،

                                < بقیه در ادامه مطلب>

ادامه نوشته